سيد صادق سجادى
444
تاريخ برمكيان ( فارسى )
هديهء اينچنين كريمى از مروّت و بزرگى نباشد . جواهر باز ستد و مال هديه قبول كرد و جواب رقعه به تلطّف تمام در قلم آورد و با خويش قرار كرد كه هر روز پگاه به سلام يحيى برمكى برود تا او را ازين سبب در ميان اشراف و اهالى بزرگى حاصل آيد . دويم روز [ فضل ] از ترس آنكه نيايد كه محمّد ابراهيم عباسى به معذرت بيايد ، پگاهتر به خدمت خليفه رفت . چون محمّد ابراهيم به معذرت به خانهء فضل آمد ، او را در خانه نيافت . تعاقب او به دار الخلافه آمد و در گوشهاى منتظر ملاقات او نشست . و فضل خود حكايت درماندگى محمّد ابراهيم پيش خليفه آغاز كرده بود . فضل « 1 » به غايت با سكوت « 2 » و كمحرف بود و هرگز سخن بسيار نگفتى و مردمان بدين سبب او را متكبّر خواندندى . تا آن روز از براى محمّد ابراهيم پيش خليفه سخن آغاز كرد و آنقدر مبالغه و الحاح كرد كه هزار هزار درم براى او بگرفت . خليفه درين تعجّب ماند كه چندين مبالغه و الحاح فضل در پيش خليفه نكرده بود . گفت كه من به استدعاى تو او را مضاعف اين مقدار هم بدهم و ليكن من هرگز بيش از پنجاه هزار درم صله ندادهام . ما را قرابتيان بسيارند . هرگاه اين مقدار بدهم تمام عباسيان دشمن خواهند شد . فضل گفت به اعتماد كرم خليفه اين همه مبالغتها كردم كه او را بسيار مضطر و پريشان يافتم و كار او به جايى رسيده كه جواهرى كه از شما و پدر شما يافته ، گرو مىكند . بعد ازين او را آنقدر ملك مرحمت شود كه محتاج قرض نگردد . و خليفه فرمان داد كه اين مال را از خزينه بدهند و چند قريه و زمين بسيار در وجه انعام او مقرّر فرمودند و منشور آنها به نام محمّد ابراهيم تمام كرد . فضل مسرور و مبتهج از پيش خليفه بيرون آمد و فرمود تا مالها از خزانه برون آرند و به خانهء محمّد ابراهيم عباسى برند و منشور املاك را مىخواست خود به خدمت او رساند « 3 » . در اين اثنا با فضل رسانيدند كه محمّد ابراهيم در دار الخلافه در گوشهاى نشسته است تا شما را ببيند و معذرت خواهد . فضل گفت كه من هرگز روا ندارم كه مرا ببيند و خجل « 4 » شود . سبك از طرف ديگر سوار شد و به خانهء خود رفت . و چون خبر انعام خليفه و املاكى كه در باب او مرحمت شد به محمّد ابراهيم رسيد « 5 » عظيم فرحان گشت و فضل را دعا گفت و به جانب منزل خود رفت . فضل متعاقب آن به
--> ( 1 ) . متن ندارد . از ك نقل شد . ( 2 ) . متن : با سكوت باشم . ( 3 ) . متن ندارد . تصحيح قياسى است . ( 4 ) . در متن خوانده نشد . تصحيح از ك . ( 5 ) . متن ندارد . از ك نقل شد .